من به نماز عشق می ورزم . امام حسین (ع)
شهيد رجايي و نماز
  صفحه اول -> اخبار
چاپ صفحه
ارسال صفحه براي دوستان
شهيد رجايي و نماز1396-7-15

«به نماز نگوئيد كار دارم، به كار بگوئيد وقت نماز است»

«شهيد رجائي»

آدمي‌زاده طُرفه معجوني است
گرشود سوي اين شود به از اين
كـز فـرشته سـرشته وزحيوان
ور رود سوي آن شود پس از آن
«سعدي»

شهيد محمّد علي رجائي مرد خود ساخته‌اي بود كه سالهاي سال خودسازي كرده و با نفس امّاره مبارزه نموده و بر سر نفس خود امير بود، هرگز عقل و ايمان را به شكم و شهوت نفروخت و مال و منال و درهم و دينار نيندوخت و پُست و مقام او را نفريفت، ثروت و شهوت و قدرتي نداشت كه او را سرشناس كرده باشد. از هزار فاميل‌ها و نور چشمي‌ها و آقازاده‌ها نبود كه از اين طريق به مقام و منصب رسيده باشد، بلكه (به عزيزي رسد افتاده به چاهي گاهي) صاحب حسابهاي نجومي در بانكهاي داخل و خارج و يا سفره‌هاي رنگين در باغها و هتل‌ها و اتومبيل‌هاي گران‌قيمت براي خود و اعضاي خانواده‌اش نبود و نه وابسته به جناحي و باندي كه حق را قرباني خط كند و از طريق خط بازي به مقام برسد. هرگز به فكر بذل و بخشش‌هاي آنچناني از بيت‌المال نبود و بُروج مشّيده‌اي نساخت و كبوتري پرواز نداد و قرآن را اگر مرتّب مي‌خواند مرتّب عمل مي‌كرد و لذا آية شريفة «والّذين يكنِزوُن الذّهب والفضّه...» را خوب مي‌فهميد و به آية شريفة «الّذين اِن مكّناهم في الارض اقاموا الصلوه و...» را قبل از آنكه به پست و مقام (مسئوليت) برسد شديداً پايبند بود و تا آخر عمر نماز اوّل وقت را فراموش نكرد و دست از ساده زيستن و براي خريد نان به نانوائي رفتن (حتّي ايّام وزارت) و خاطرات دوران دوره‌گردي در كوچه‌‌پس‌كوچه‌هاي تهران را بازگو كردن (يعني نهايت تواضع) برنداشت و معتقد بود كه نماز شبهاي بعد از شكنجه به او قوّت قلب مي‌داد و نمازهاي اوّل وقت در سلولهاي انفرادي و نمازهاي جماعت در بندهاي زندانها گاهي دژخيمان را به تسليم يا عقب‌نشيني واميداشت، معلّمي دل سوخته و جان سوخته و بالاخره جسم سوخته بود و تا آخر عمر روحية معلّمي را حفظ كرد، بدون تعارف و تظاهر امامت جماعت را مي‌پذيرفت و مي‌گفت مگر به خودتان اعتماد نداريد. بعد از نماز راز و نياز با حضرت معبود را رها نمي‌كرد و دعاي «الهي قلبي محجوب ...» را آنچنان با سوز مي‌خواند و اشك مي‌ريخت كه همه را تحت تأثير قرار مي‌داد، به تأسي از حضرت ختمي مرتبت (ص) شنيدن الله اكبر مؤذن او را دگرگون مي‌كرد و به نماز جماعت مي‌شتافت و با خواندن نماز آرامش مي‌يافت. زرق و برق پست و مقام او را فريب نداد كه خود را گم كند و در را به روي مردم ببندد و به اطاقهاي تودرتو با سكرترها و منشي‌هاي متعدد پناه ببرد، از رفتن در دل جمعيّت ابائي نداشت و از پاسخگوئي به مردمي كه خود را خاك كف پاي آنها مي‌دانست لذّت مي‌برد. به نماز جمعة تهران پياده مي‌رفت و در سفر‌هاي خارجي و سياسي هم در نماز جمعة آنها شركت مي‌كرد و واقعاً مصداق؛ خوشا آنانكه دائم در نمازند ( الّذين هم علي صلاتهم دائمون) بود. هر وقت به دليلي ناهار را قبل از نماز مي‌خورد يك روز روزه مي‌گرفت. اُنس با نماز (نمازهاي يوميه، نماز شب، نماز جمعه و...) براي او همه چيز بود و از نماز لذّت مي‌برد و آرامش مي‌يافت بي‌نهايت متواضع بود.

داد قد قامـت مــرا آزادگي
سجده‌ كردم‌ نفس سركش‌ رام ‌شد
از سـجــود آمـوخـتم افتادگي
ربنّـا گفتـم دلــم آرام شـــد

سعي مي‌كرد كسي آثار شكنجه را در پاهايش نبيند، خضوع و خشوع در همه وجودش بود(الذينهم في صلاتهم خاشعون) و هميشه مي‌فرمود هرچه دارم از نماز و توكّل و دعا و پايداري در سختي‌ها دارم.
حافظ وصال مي‌طلبد از ره دعا(نماز) يارب دعاي خسته دلان مستجاب كن
.

خاطراتي از شهيد رجائي:
1ـ اوّلين گردهمايي رؤساي آموزش و پرورش سراسر كشور بعد از انقلاب در تهران خدمت آقاي رجائي بوديم كه آن زمان وزير آموزش و پرورش بودند درباره نماز تأكيد داشتند و مكرر مي فرمودند آقايان شما كه در دوران مقدّس جمهوري اسلامي مسئول شده ايد. هرگز نگوئيد المأمور معذور بلكه بگوئيد المأمور مسئول. در نماز اداره و هر جاي ديگر خودتان پيشقدم شويد مدير نبايد بگويد برويد نماز بلكه بايد بگويد برويم نماز و خودش اوّل همه راه بيفتد. خودتان و مديران مدارس اينچنين باشيد. همكاران عزيز خودم آموزگاران و دبيران حتماً‌ در جمع دانش آموزان به نماز شركت كنند و ثواب نماز جماعت را از دست ندهند زيرا امام هشتم(ع) فرمودند هر ركعت نماز به جماعت دو هزار برابر ثوابش بيشتر از نماز فرادي مي باشد حتماً‌ نماز را در مدرسه به جماعت بخوانيد اگر امام جماعت روحاني نداشتيد يكي از همكاران كه مورد قبول باشد جلو بايستد دانش آموزان را با حُسن خلق و محبّت و صميميت به نماز دعوت كنيد. آنچه مي گوئيد خودتان هم عمل كنيد تا بچه ها به شما علاقمند شوند وقت جلسات را طوري تنظيم كنيد كه نماز در اوّل وقت خوانده شود. سعي كنيد با هر تدبيري شده بچه ها را نمازي كنيد كه مملكت ما باسواد با ديانت مي خواهد. اوّل نفر و نخبه و نابغه اگر با دين و ايمان نباشد فايده اي ندارد در رژيم طاغوت باسواد زياد داشتيم ولي وطن فروش از كار در آمدند. در مسأله كاپيتولاسيون تمام نمايندگان مجلس شوراي ملّي و مجلس سنا وطن عزيزمان را به آمريكا فروختند در حاليكه اكثراً از نظر علمي خيلي بالا بودند. حرمت معلّمي را حفظ كنيد و در اين نظام مقدّس آنچنان معلّمي كنيد كه اسلام فرموده است اگر توانستيد نيمه شبي با خداي خود به راز و نياز بنشينيد و دست نياز به درگاه حضرت بي نياز برآوريد و نماز شبي با حال بخوانيد كه خيلي لذت دارد.
بيا تا براريم دستي ز دل
الهي به عزّت كه خوارم مكن
فقيرم به جرم گناهم مگير
مرا شرمساري ز روي تو بس
كه فردا نشايد برآري ز گِل
به ذُلّ گنه شرمسارم مكن
غني را ترحّم بود بر فقير
دگر شرمسارم مكن پيش كس«سعدي»

2ـ سفر اصفهان. شهيد رجائي در حاليكه وزير آموزش و پرورش بودند به اتفاق معاون محترم وزارتخانه و مدير كل محترم وقت آموزش و پرورش اصفهان به يكي از دبيرستانهاي ناحيه 4 آمدند اوّل از نمازخانه مدرسه ديدن كردند و ساعت تفريح چند دقيقه اي با دبيران محترم صحبت كردند و تأكيد كردند كه همكاران عزيز من دست همه شما را مي بوسم به دين و ايمان و نماز بچه ها برسيد. زيرا آينده مملكت دست اينهاست رئيس دبيرستان فرمودند جناب آقاي رجائي ببخشيد كه ما آمادگي براي پذيرائي نداشتيم آقاي رجائي فرمودند برادرم شما مرا ببخشيد من به عنوان وزير براي شما كاري نكرده ام و ... از ناحيه 4 عارم نجف آباد بودند و بزرگوارانه اين حقير را هم افتخار همراهي دادند در تربيت معلّم پسرانه نجف آباد مانند همه دانشجويان سر صف ناهار ماندند و گفتند مي خواهم طعم سر صف ماندن را بچشم و ما هم سر صف مانديم بعد از ناهار به نماز جماعت ايستاديم چون روحاني نداشتيم به آقاي رجائي اصرار كرديم كه امام جماعت شوند ايشان فرمودند حالا كه شما مرا قبول داريد پس خودم هم بايد خودم را قبول داشته باشم و گفتند يادتان باشد امروز نماز را بعد از ناهار مي خوانيم كه نبايد چنين باشد و سخنراني مفصلي براي دانشجويان كردند و بعد از ظهر به فريدن رفتيم. شب در دانشسراي راهنمائي داران بوديم موقع وضو جاي شكنجه ها را روي پاهاي شهيد رجائي ديديم و موقع خواب ايشان كت خود را تا كردند و زير سرشان گذاشتند و روي موكتهاي كف اطاق خوابيدند و فرمودند ياد ايّام زندان بخير. فردا دو ساعت براي فرهنگيان منطقه صحبت كردند و چند بار با اصرار گفتند شما را به خدا به نماز بچّه ها برسيد و بين راه كه مي آمديم و اصرار كرديم كه خاطره اي از دوران سلولهاي انفرادي زندان بگويند زيرا شنيده بوديم كه بيش از هم زندانيان دوران طاغوت در انفرادي استقامت كرده اند بالاخره قبول كردند و گفتند پليس محافظ سلول من دانش آموز رشته رياضي شبانه بودند درسهاي كلاسهاي ده و يازده و دوازده را نزد من خواندند هر چه مي دانستم يادش دادم در حاليكه هنوز در انفرادي بودم. بهترين مونس من در انفرادي نماز و قرآن و نماز شب و دعا و استغاثه بود كه مي توانست به من نيرو بدهد.
3ـ در دوران نخست وزيري شهيد رجائي در جلسه اي كه همه مسئولين استان اصفهان بوديم آقاي رجائي در حال سخنراني بودند كه صداي اذان بلند شد به محض اينكه مؤذّن گفت الله اكبر،آقاي رجائي سخنراني را قطع كردند و فرمودند برادران،خواهران تلفن خدا دارد زنگ مي زند اين اذان تلفن خداست و مي گويد بشتابيد به نماز. بهتر است همه با هم به نماز جماعت برويم و بعد از نماز بقيه سخنراني و بقيه مطالب را ادامه مي دهيم و خود ايشان اوّل هم در صف نماز حاضر شدند. خداوند همه ما را مشمول دعاي حضرت ابراهيم(ع) رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلوهِ وَ مِنْ ذُريَّتي ربَّنا و تَقَبَّل دُعاء رَبنَا اغفِرلي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤمِنين يَومَ يَقُومُ الْحِساب(سورة ابراهيم آية 40) قرار دهد.

رضا جدیدی مشاور استاندار در ستاد اقامه نماز استان اصفهان

 

عناوین
  صفحه اولاخبار استانهادرباره مانماز در آیات و روایات درباره‌ی نماز بیشتر بدانیممقالاتنشانی دفاتر استانیآموزش نمازپرسش و پاسخ نمازاخبارفراخوان و مسابقاتبولتن خبری نمازفراخوان جذب مشمول امریهکتابخانهگالريدفتر ميهمانانتماس با ماجستجومدیریت
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
رمز عبور خود را فراموش کرده ايد؟

خبرنامه
  
اشتراک قطع اشتراک
 RSS